
با رنجِ اسارت و غمِ تنهاییبانویِ دلیرِ روزِ عاشورایی با این همه غُصِّه و مصیبت امّاچیزی تو ندیده ای به جز زیبایی "محسن زعفرانیه"...
ادامه مطلب
شد رهگذر کوچه ی غم ها، به جهنمبیچاره و آواره و تنها، به جهنم در جهل و خرافاتِ خودش ماند و پرید ازفردوس برینِ دلِ من تا به جهنم امروز نفهمید که بدجور ضرر کردوقتی که بفهمد شده فردا، به جهنم با پایِ خودش آمد و با پایِ خودش رفتیک روز به قلبِ من و حالا به جهنم از عشق فقط رنج نصیبم شد و یک عمرهرچند ستم شد به من اما، به جهنم... "محسن زعفرانیه"...
ادامه مطلب
امشب که می خواهد دلم سامان بگیرد باید که چشمانم کمی باران بگیرد وقتی که شعری می نویسم روی کاغذ شاید که بغضی در گلویم جان بگیرد مثل همیشه این غزل تا بیت آخر حال و هوایی مبهم و پنهان بگیرد با چشم گریان ندبه می خوانم برایت شاید دعا با دیده ای گریان بگیرد آقا بیا تا در میان قلب شیعه این زخم کهنه عاقبت درمان بگیرد هر جمعه من روی تو را را چشم انتظارم تا اینکه عصر غیبتت پایان بگیرد...xa0 "محسن زعفرانیه"...
ادامه مطلب
خوب است که از خود خبری داشته باشم بر حال خرابم نظری داشته باشم xa0 ای کاش که در روضه ی شب های مُحَرَّم با لطف شما چَشمِ تَری داشته باشم xa0 از آتش این عشق که افتاده به جانم پیوسته دلِ شُعله وری داشته باشم xa0 صد شکر که قسمت شده تا باز برایت شعر و غزل مختصری داشته باشم xa0 افسوس نشد ماه عزاداری ات آقا جز شعر سرودن هنری داشته باشم "محسن زعفرانیه"...
ادامه مطلب