فصل خزان رفت و بهارانى نديدم
بر اين كوير خشک بارانى نديدم
وقتى كمی در خود تأمل كردم انگار
ابليس تر از "نفس" شيطانى نديدم
گفتى كه قصد دلبرى كردن ندارى
خوش قولى و من نقض پيمانى نديدم
در خانه ى قلبم كمى ماندى و رفتى
صد شكر جز تو هيچ مهمانى نديدم
پايان ندارد رنج ها تا زنده هستم
عمرى دويدم، خط پايانى نديدم...
#محسن_زعفرانيه